تبليغاتX
نقش خيال

- بي گمان هر انساني به تغيير نياز دارد . مسلما تعبير همه ي ما از تغيير ، حرکت به سمت شرايط ، جايگاه و موقعيتي است که از شرايط ، جايگاه و موقعيت حال برتر باشد .

- مديريت تغيير ، لازمه ي هر تغيير مفيد است . قصدم اين است به بهانه ي آغاز سال نو ، نگاهي نو بيافکنم به زواياي گوناگون زندگي ام .. به نظرم ، ( براي من ) و به دلايل مختلف ( که حتما بعدا مفصل در موردش صحبت خواهم کرد ) ، تغيير در مديريت " وب نوشته هايم " آغاز و شروع خوبي است تا به تبع آن ، تغيير در زواياي ديگر زندگي خصوصي ، شخصي و هنري ام را تجربه کنم .

- دو سال پيش تصميم مهم ، سخت و جانکاهي گرفتم که هنوز هم بابت آن ، هزينه مي پردازم . البته به هيچ وجه از اتخاذ آن تصميم سرنوشت ساز پشيمان نيستم . تغيير هميشه با هزينه همراه است . به گمانم هزينه ي غيرقابل جبراني برايش پرداخت کردم و البته هنوز هم مي پردازم . حفاظت از " اعتماد به نفس " ، " انديشه " و " شخصيت " ام را ، بعد از اين نيز با هر قيمت گزافي که همراه باشد ، انجام خواهم داد . اين عين واقعيت است .

- اين وبلاگ به هر حال رسانه ي شخصي من است . قالب ، طراحي رنگ و فضاسازي اش را دوست دارم و  فعلا به تغيير اين موارد فکر نمي کنم . قصد دارم از ديگر ظرفيت ها و امکانات اين ويلاگ ، بهره ببرم . تا بحال ، و در اين دو سال ( البته حدودا ) مطالب وبلاگ " نقش خيال " موضوعي بوده است ( سينماي کوتاه و ادبيات ) . خُب راستش من دلمشغولي ها و دغدغه هاي ديگري نيز دارم . بنابراين قصد دارم با تغيير لوگوي وبلاگ ، خود را از قيد برخي محدوديت هاي موضوعي برهانم تا بيش از اين بنويسم . بيشتر نوشتن البته مزيتي نيست .. نوشتن در گستره هاي گوناگون اما ، براي من مزيت است و داراي اهميت ..مي کوشم نثرم با نهايت ايجاز همراه باشد ( به هر حال فيلمساز سينماي کوتاه با ايجاز بيگانه نباید باشد ) .
 
- ديگر اينکه : زندگي هم چيز بدي نيست .. جالب است و گاهي شيرين .. جذاب است و گاهي هم تلخ .. سالهاست با مزه ي " تلخ " زندگي ، زندگي مي کنم . باور کنيد گله اي ندارم . براي همين است که در سکوت زندگي مي کنم . هزينه ي تغيير در زندگي را بر گردن گرفته ام و تا جاييکه مرگ اجازه بدهد زندگي مي کنم .. و تا زمانيکه زندگي مي کنم به تغيير اميدوارم .. حتي اگر هزينه ي آن تغيير ، تمام عمر زندگي ام باشد .

- پايدار باشيد .

يا حق .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت  6:52 بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

هشتمين جشنواره منطقه سه سينماي جوان كشور که در چهار بخش فيلم، فيلمنامه، عکس و پوستر برگزار شده بود، با اعلام برگزيدگان به كار خود پايان داد.

به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خوزستان - هشتمين جشنواره منطقه سه سينما جوان كشور، روز چهارشنبه (14 اسفند) به اهدا تنديس جشنواره، ديپلم افتخار، سکه بهار آزادي و جوايز نقدي به برگزيدگان به کار خود پايان داد.

در بخش "فيلم" جايزه ويژه هيئت داوران به شهاب حسين‌پور براي فيلم "در يک نگاه" و داود قپانوري براي فيلم "توتو" اهدا شد . 

جايزه بخش چشم انداز سرزمين زيباي ما به اعظم مرادي براي مستند "عصر طلايي" و ناصر ناصرپور براي فيلم مستند "فرسنگ هاي سنگ" . جايزه بخش در جستجوي حقيقت به علي شهابي‌نژاد براي فيلم مستند "خانه متروک" و افتخاري نيا براي فيلم داستاني "به دنبال او" و جايزه بخش فيلمنامه به عليرضا ناصري‌منفرد براي فيلمنامه فيلم داستاني "در آينه"، کريم فائقيان براي فيلمنامه فيلم داستاني "صبحي که ستاره چيد" و داود رجبي براي فيلم‌نامه فيلم داستاني "آق کند" از قم اهدا شد.

همچنين جايزه بخش تصويربرداري به داود رجبي براي تصويربرداري فيلم داستاني "سربازان غير نظامي" و منصور غلامي براي تصويربرداري فيلم داستاني "شيشه اي ها" - جايزه بخش تدوين به علي فرقاني براي تدوين فيلم داستاني "سفر دراز روز در شب" - جايزه بخش صدا به پوريا دادگر براي فيلم "خانه متروک" - جايزه بخش کارگرداني به علي ناصري منفرد براي کارگرداني فيلم داستاني "در آيينه" و ابراهيم سعيدي نژاد براي کارگرداني فيلم داستاني "چرا اينقدر دور ايستاده‌اي" - جايزه بخش بهترين فيلم داستاني به کريم فائقيان براي فيلم داستاني "صبحي که ستاره چيد" و علي فرقاني براي فيلم داستاني "سفر دراز روز در شب" - جايزه بخش بهترين فيلم تجربي به احمد حياتي براي فيلم "دفينه" و شهاب حسين پور براي فيلم "در يک نگاه" و ميرزا عباس خسروي‌نژاد براي فيلم "آخرين تابلو" - جايزه بخش بهترين فيلم پويانمايي به امين منتظري براي فيلم پويانمايي "پلاک 121" - جعفر بزميان براي فيلم "آينه" و شيرين لرستاني براي فيلم "حباب‌هاي سياه" - جايزه بخش بهترين فيلم مستند به مجيد عيدان براي فيلم "شهر خاموش" و مرتضي عوض‌پور براي فيلم مستند "پرنده علي جوشکار " - جايزه بخش استعداد جوان به اسماعيل ميرزايي و فريده الف‌دوشابي - جايزه بخش بهترين مجري طرح به انجمن سينماي جوانان ايران - دفتر آبادان براي ساخت و توليد فيلم مستند "شهر خاموش" ساخته مجيد عيدان و جايزه بخش بهترين فيلم به علي ناصري‌منفرد براي فيلم "در آينه" از کاشان اهدا شد.

در بخش "فيلمنامه" جايزه بهترين فيلم‌نامه با موضوع داستاني، ضمن تقدير از معصومه گلفروشان نويسنده فيلمنامه داستاني "آينه چهل رنگ"، به مينو شرکت براي فيلم‌نامه داستاني "بدون کودکي"، مسعود علامه‌زاده براي فيلمنامه داستاني "آسمان جاي بيشتري ندارد " و سيدمحسن نبوي براي فيلمنامه داستاني "آکواريوم" - جايزه بهترين فيلمنامه با موضوع مستند به فاطمه صادقي براي فيلمنامه "کلگ" - جايزه بهترين فيلمنامه با موضوع تجربي به شمس‌الدين آروند براي فيلمنامه تجربي "انعکاس" و مصطفي غضنفري براي فيلمنامه تجربي "جبري، يک مغازه ساندويچي" - جايزه بهترين فيلمنامه با موضوع پويانمايي به رحيم کريم‌زاده براي فيلمنامه پويانمايي " شمس شش گوش" و جايزه بهترين فيلمنامه ويژه ( با موضوع اقتباس ادبي از متون کهن ايراني ) به کورش برزگر براي فيلمنامه "چوب خط" اهدا شد.

در بخش "عکس" از نفر اول نويد ريحاني براي مجموعه عکس‌ها؛ نفر دوم امين نظري براي مجموعه عکس‌ها از دزفول و نفر سوم هادي فخر احمد از ياسوج تقدير شد.

همچنين با اهدا تنديس، لوح تقدير، سکه و جايزه نقدي از نسيم احمدي براي عکس خزان به عنوان نگاهي بديع در بخش استعداد جوان، ياسين محمدي از بوشهر و فاطمه جرجم براي عکس همبازي تقدير شد.

برگزيدگان بخش "پوستر" شامل نفر اول امين منتظري براي پوستر فيلم پويانمايي " پلاک 121" - نفر دوم سميه نسيما براي پوستر فيلم "مدرسه به سبک ايراني" و نفر سوم مسعود رضايي براي پوستر فيلم "با سه چراغ خاموش" بودند.

همچنين ديپلم افتخار و سکه بهار آزادي به سروناز سهرابي براي پوستر فيلم "سکوت ميان دو دقيقه هياهو" و داود ميرزابيگي براي پوستر فيلم " پيکان 60" اهدا شد.

لازم به ذکر است هشتمین جشنواره ی سینمای جوان ( منطقه ۳ کشور ) در دزفول برگزار شد .

یا حق .

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت  7:33 بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

  

در زندگي ، گاهي چيزهايي پيدا مي شود که به احساس انسان ، رنگي از طراوت و نشاط و تازگي مي بخشد . هر از گاهي فيلمي مي بيني که غرق در لذت تماشا مي شوي . يا موسيقي ، نوا ، آواز و  تصنيفي مي شنوي که تو را از شعف لبريز مي کند . وقتي اين احساس در من تازه مي شود ، دلم مي خواهد باران ببارد و زير باران ، بدون چتر ، قدم بزنم .. حتي اگر آن هنگام ، فصل ، فصل زمستان نباشد و تابستان باشد و گرم ، و يا پاييز باشد و برگ ريزان ، و يا اصلا بهار باشد و سبزي و شکوفه و رنگ و عطر و هزار چيز خوب ديگر .. من اما دلم مي خواهد ، آن هنگام ، در آن هنگامه ، زمستان باشد و هوا سرد ، و باران ببارد و باران که ببارد ، چتري نباشد ، و يا اگر باشد ، من برندارم و بدوم بروم زير باران و تا بند آمدنش ، آرام و آهسته زير چتري از طراوت قدم بزنم .. وقتي مشعوف از حادثه اي ، لبريز طراوت مي شوي ، بايد باران ببارد تا زير باران ، حرف ها ، گريه ها ، شادي ها ، دوست داشتن ها ، نازها ، نيازها ، رنج ها و غصه ها ، قصه ها و تمام لحظه هاي نابِ پاک و روشنت را ، با باران قسمت کني .. مثلا هنوز هم وقتي به تماشاي هامون مي نشينم ، همه ي خوبي ها در من تازه مي شوند . يا وقتي صداي زلال استاد محمد رضا شجريان را مي شنوم .. يا هنگاميکه بازي عجيب خسرو شکيبايي عزيز را در کيميا ، پري ، سارا ، يا آن نقش کوتاه اما فوق العاده اش در سايه به سايه ، يا  يکبار براي هميشه ، سالاد فصل ، چه کسي امير را کشت ، و يا در فيلم اتوبوس شبِ کيومرث پور احمد مي بينم هم ، همين احساس ها در من رنگ مي گيرند . گاهي داستاني مي خوانم که به تمام معني کلمه تازه مي شوم .. مثل داستان گاوخوني جعفر مدرس صادقي که براي من همچون شعري ناب است و يا .. شکر خدا هستند چيزهايي که هنوز به زندگي معنا مي بخشند .

اما دليلم براي اين شعفِ تازه ، اتفاقي است که دو شب پيش افتاد . شبکه ي 3 سيما ، برنامه اي پخش مي کند که در آن ، سي مجموعه ي تلويزيوني که داستانشان به نوعي با داستان انقلاب گره خورده ، معرفي و نقد مي شوند . دو شب پيش ، فريدون جيراني ، به بهانه ي سريال " سايه ي آفتاب " ميزبان محمد رضا آهنج و حامد بهداد نازنين بود . حامد بهداد در اين سريال نقش فوق العاده اي بازي مي کرد که من هرگاه به تماشاي لحظه لحظه ي بازي غافلگيرکننده اش مي نشستم ، از شوق و شعف فقط اشک مي ريختم . حامد بهداد بدون شک ، بازي هاي ماندگاري در فيلم ها و سريال هايش ارايه داده است . بازي اي که با اغراق در حس ها همراه است . بازيِ با اغراق را نمي پسندم . اما نمي دانم اين آدم چه مي کند که اغراق و بزرگ نمايي اش در حس ها ، نه تنها به باورپذيري نقش ها خدشه اي وارد نمي کند ، که اتفاقا به شخصيت ها طراوت و شادابيِ خاصي نيز مي بخشد .. در سينماي ايران کسي را نمي شناسم که با اغراق بازي کند و خوب و باورپذير باشد .. کسي که خوب بازي مي کند ، نقش را باورپذير اجرا مي کند ، و حرکات اغراق آميز دارد ، حامد بهداد است .

حامد بهداد را مي توان دوست داشت ، يا مي توان دوست نداشت . من حامد بهداد را بسيار دوست مي دارم .. هم خودش را ، و هم نقش آفريني هاي ماندگارش را .. بازي خوبش را در " آخر بازي " همايون اسعديان به ياد داريد ؟ يا در " بوتيک " که هر وقت مي بينمش تازه مي شوم .. به ياد داريد او را در " روز سوم " يا در " حس پنهان " ؟ در " دایره ی زنگی " چطور ؟ .. دو شبِ پيش بخش هايي از سريال " سايه ي آفتاب " پخش شد . فوق العاده بود .. وقتي نوبت به حامد بهداد مي رسيد ، فوق العاده مي شد .. سکانس مرگ رضا ( نقشي که او بازي مي کرد ) سکانس بسيار تاثيرگذار و جذابي است .. وقتي چاقو مي خورد و در جوي آبِ کنار خيابان مي افتد .. وقتي درحاليکه زير باران از درد به خود مي پيچد و مي لرزد و آرام ، علي دوستش را صدا مي زند .. آنجا که علي سر مي رسد و او را در آغوش مي گيرد و رضا در آغوش علي ، زير باران ، جان مي دهد .. عجب جان دادني .. آن لحظه ، لحظه اي است که دلت مي خواهد از خانه بيرون بروي ، بدوي ، بعد ، باران ببارد ، و بي هيچ چتري ، زير بارش بي امان باران قدم بزني ، و کسي نداند آبي که روي گونه هايت مي لغزد ، قطره قطره ي اشک است يا نم نم باران ؟ ...

مدت ها بود سيرابِ بازي خوبي نشده بودم .. به نظرم آخرين بار با خسرو شکيبايي عزيز تازه شده بودم در " اتوبوس شب " که آخ .. حيف ..

از حامد بهداد به خاطر بازي اش ، احساساتش ، و اغراقش در ارايه ي نقش هايش ، ممنونم . به نظرم در ايران فقط اوست که بايد با اغراق بازي کند .

يا حق .

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت  6:45 بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

                
طبق ليستي که من در دست دارم ، نام فيلم ها ، فيلمسازان ، فيلمنامه ها و فيلمنامه نويسان حاضر در هشتمين جشنواره ي فيلم کوتاه منطقه 3 کشور را ، بدون هيچگونه ترتيبي ( طبق همان ترتيبي که در ليست آمده ) به شرح ذيل اعلام مي کنم .

ضمن اينکه اسامي عکاساني که آثارشان در جشنواره پذيرفته شده ، در ليستي که من يافته ام ، ديده نمي شود .

نکته ي ديگر اينکه متاسفانه در ليست مشخص نشده که کدام فيلم داستاني ، کدام مستند ، کداميک تجربي يا انيميشن است ، و چون مشخص نيست ، مسلما من هم نمي دانم ، و چون من هم نمي دانم پس به همانگونه اي که در ليست آمده ، من هم اسامي را اعلام مي کنم .

اسامی فیلم ها و فیلمسازان حاضر در جشنواره ی هشتم :

وصال ( محمد محسن گلستاني ) آبادان - عهديه ( علي برومند ) اهواز - چشم دل ( سيد محمد فاطمي ) بوشهر - خورشيدهاي بي غروب ( محسن مرادي ) خرم آباد - در آستانه ( علي بيات ) قم - تا خورشيد ( محمد رضا گودرزي سروش ) همدان - آوازي براي باران ( مجتبي مطلبي ) همدان - آغوش ماه ( رضا اميني ) اصفهان - خرقه ( وحيد عادلي ) نهاوند - صداي سايه ها ( جهاد نادري ) دشتستان - سربازان غير نظامي ( رضا ابوذر ) قم - عمو علي ( ابوالفضل توکلي ) کرج - ترانه ي ابدي ( محمد مهدي خاني - محسن يوسفي ) کرج - آنهايي که هميشه زنده اند ( محمد هادي شريفي ) همدان -فرسنگ هاي سنگ ( ناصر ناصر پور ) خرم آباد _ عکس با حرم ( رضا نوروزي گوهر ) قم _ يک تکه نان يک تکه قاب ( مهدي تنگستاي زاده ) بوشهر _ نقطه سر خط ( ولي کريم نيا ) ايلام _ امين ، رئوف ، محمد و ديگران ( رئوف دلفي ) آبادان _ نان و توپ ( علي شهابي ) آبادان _ روانگرد ( علي شاهيده ) کاشان _ سکوت دريا ( مجيد صالحي فرد ) نجف آباد _ پرنده ( مرتضي عوض پور ) تهران _ واکسينما ( کاوه مظاهري ) تهران _ و اما ريشه هايم در خاک ( روح الله محمدي ) دزفول _ مدرسه متروک ( فرهاد مختاري ) تهران _ شهر خاموش ( مجيد عيدان ) آبادان _ گوشه شهر خاموش ( عباس داودي ) انديمشک _ سنگ قبر ( رضا يوسفي ) بروجرد _ شهر ( بهرام کلاهي ) همدان _ گردويي ها ( عباس حاتمي نژاد ) دزفول _ ميراث کهن ( مهدي بسپارده ) برازجان _ خدا ، مرگ ، زندگي ( حسن پاشا قلي پور ) قم _ کبوتر خانه ي ما ( يوسف نژاد ) کاشان _ نار بانو ( جعفر بزميان ) کاشان _ نيکوتين ( ميرزا بيگي ) کاشان _ صداي فاصله ها ( زارع نبوي ) کاشان _ ننه نصرت ( علي مقني ) کاشان _ دخيل ( پيله وران ) کاشان _ خاک ( خرم دشتي ) کاشان _ ظهر روز دهم ( رحيم کريم زاده ) اهواز _ پلاک 121 ( امين منتظري ) اهواز _ ساعت ( مهدي روان ) بوشهر _ ميخ ها ( فرهاد پدوين ) اهواز _ عشق فانتزي ( ظفر پژوهش ) بروجرد _ توکل ( رامشير گودرزي ) بروجرد _ قاصد ( محسن صالحي فرد ) نجف آباد _ رد پاي گرگ ( مجتبي بهرامي ) همدان _ انسجام اسلامي ( مسلم نصيري ) اصفهان _ سکانس پرواز ( مصطفي بهمني ) کاشان _ جنگ ( جواد گنجي ) همدان _ گلوله ( امين سعيدي نژاد ) اهواز _ چرا اينقدر دور ايستاده اي ( ابراهيم سعيدي نژاد ) اهواز _ اسراء ( محمد گلچين زاده ) اهواز _ بيداري ( جواد عبدي ) قم _ حجم سکوت ( احسان بينا ) خرمشهر _ دومين سقف ( مجتبي فارسوني ) اهواز _ چشمهايش ( مرتضي مطوري ) اهواز _ دو فنجان قهوه ( مصطفي امامي ) تهران _ هفت تير تاناکورايي ( محمد ادهم ) تهران

حرمان ( کاوه قهرماني ) تهران _MP5  ( ميثم لطفعلي ) تهران _ روزي که خورشيد طلوع کرد ( عادل مرواني پور ) اهواز _ چيزي که مي بينيد همان چيزي است که مي بينيد ( ميلاد ستوده ) تهران _ صبحي که ستاره چيد ( کريم فايقيان ) بوشهر _ آق کند ( داود رجبي ) قم _ در يک نگاه ( شهاب حسين پور ) اهواز _ دفينه ( احمد حياتي ) اهواز _ آه ( سيد امين سپهريان ) اهواز _ دار بالاي دار ، شيشه اي ها ( منصور غلامي ) دزفول _ دستان سبز ( مير فردوس خسروي نژاد ) خرم آباد _ الاغ ( علي آقامحمدي ) همدان _ دندانه سياه ( عباس دادخواه ) اصفهان _ ترنج ( يزدان کياني ) شهرکرد _ توتو ( داود قپانوري ) نهاوند _ فلوت خاموش ( مصطفي الماسي ) کرج _ پرواز ماهي ( امين علايي ) کرج _ تنگنا ( امير مسعود ولدي نژاد ) کرج _ زيگما ( مجتبي خاني ) کرج _ صبح يک روز بهاري ( سيد محسن يوسفي ) کرج _ سفر دراز روز در شب ( علي فرقاني ) قم _ در آينه ( علي ناصري مفرد ) کاشان _ ايستگاه آخر ( جعفر بزميان ) کاشان _ خودکشي ( ايمان منوچهريان ) کاشان _ به دنبال او ( محمد علي افتخاريان ) کاشان _ مادر نان داد ( سجاد ميرزائيان ) شهرکرد _ بازدم ، يکدم  ( محمد مولا ) بروجرد - دختري با کلاه بافتني سفيد ( اميد عرب پور ) قم - مزاحم ( محمد جباري ) قم - شخص سوم ( پيام شکوهي ) همدان - ماه بانو ( سليمان حسني ) ياسوج - نقطه سر خط ( ولي کريميان ) ايلام - زيارت ( فروزان شيرزادي ) خرم آباد - مهماني کبوترها ( زينب رشنو ) قم - من و بابام ( فاطمه ي قلخان باز ) تويسرکان - جاودانه ( حميرا عباسي ) شهرکرد - آخرين تابلو ( مرجان دستکار ) تهران - گاهي مرگ ( مريم زنگنه ) ايذه - داو ( فرنوش صمدي ) آبادان - طلوع ( مينو شرکت ) اصفهان - حاشيه ( مرضيه ي فرخي ) اصفهان - مشک ( فاطمه ي صادقي ) مسجد سليمان - خانه ي من کجاست ( کاترين غلامي ) آبادان - شاخه هاي نياز ( بتول بيراوند ) خرم آباد - عصر طلايي ( اعظم مرادي ) خرم آباد - حباب هاي سياه ( شيرين لرستاني ) تهران - معما ( ميترا بيات ) تويسرکان - ماهي ، سياهي ( سنا نسيم صائب ) اهواز - مستقيم ( نوشين معراجي ) تهران - موي دماغ ( مهناز صبور ) تهران - سقوط ( مريم حفيظي ) کرج - هيس ( راحله ي حجازي ) ياسوج - نگهبان ( پريسا زند آزاد ) بروجرد - در يک نگاه ( پروين مراحمي ) خرم آباد

اسامي فيلمنامه ها و فيلمنامه نويسان حاضر در جشنواره :

بدون کودکي ( مينو شرکت ) اصفهان - آينه ي چهل رنگ ( معصومه ي گلفروشان ) آبادان - انعکاس ( شمس الدين آروند ) خرم آباد - چوب خط ( کوروش برزگر ) بروجرد - آکواريوم ( سيد محسن نبوي ) بوشهر - جبري يک مغازه ي ساندويچي ( مصطفي غضنفري ) بوشهر - آسمان جاي بيشتري ندارد ( مسعود علامه زاده ) آبادان

پي نوشت : دبير محترم جشنواره ي هشتم ، سرپرست انجمن سينماي جوانان اهواز جناب آقاي علينقي طاهري است ... همين .

يا حق .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت  11:26 قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  |